گذشته و حال یخچال یخار؛ نماد یخچالهای کوهستانی ایران زمین
گذشته و حال یخچال یخار؛ نماد یخچالهای کوهستانی ایران زمین
بی شک بر اثر گرمایش زمین که حاصل رفتار ما انسانهاست یخچالهای ایران ما که ذخیره گاه آب و چشم انداز کوهستانهاست نیز در حال حال نابودی اند!
در کوهستانهای کشور ایران پنج منطقه یخچالی وجود دارد: یخچالهای منطقه دماوند، یخچالهای منطقه علم کوه، یخچالهای منطقه زردکوه، یخچالهای منطقه اشترانکوه و یخچالهای منطقه سبلان. تمامی این یخچالها نسبت به سالهای پیش کوچکتر و نازکتر شده اند. یخچالهای کوهستانی در عین اینکه بر ابهت و جذابیت کوهنوردی کوهستانها افزوده است بمانند سدهایی نیز هستند که بی هیچ دیواری آب را به شکل یخ بر پشت خود ذخیره کرده و در موقع نیاز و در فصول گرم پایین دستها را سیراب می کنند. شاید برای عموم مردم شناخت مناطق یخچالی میسر نشده است اما کوهنوردان به خوبی می توانند کوچک و کوچکتر شدن مناطق یخچالی را نسبت به سالهای گذشته لمس نمایند. هر چند که امید است با اطلاع رسانی بیشتر از سوی کوهنوردان که دیدبانان کوهستان هستند بر اهمیت این منابع مهم آبی بیش از پیش پی برده شود.
در این بین برای پی بردن به وضعیتی که یخچالها در پیش دارند بر سرگذشت یخچال "یخار" اندکی دقیق می شویم.
در واقع یخچال یخار که مرتفع ترین یخچال کوهستانی ایران است را برای نمونه بررسی می کنیم تا ملموس تر به تغییرات ایجاد شده در یخچالهای ایران پی ببریم. این یخچال در ارتفاع بالاتری نسبت به سایر یخچالها قرار گرفته و در واقع می بایست دیرتر نیز تحت تاثیر گرمایش قرار گیرد و با پی بردن به وضعیت نامناسب این یخچال نسبت به سالهای پیش بر وخامت امر در سایر یخچالها نیز بهتر پی خواهیم برد.
یخچال یخار یکی از یخچالهای معروف و شاید معروفترین یخچال ایران می باشد. این یخچال که بیشتر به نام دره یخار شناخته می شود در جبهه شرقی دماوند کوه قرار گرفته است و در هنگام صعود یال شمال شرقی دماوند قابل روییت است. این یخچال دارای یک دهلیز اصلی و چندین دهلیز و زبانه های فرعی می باشد. ارتفاع تقریبی آن ۱۳۰۰ متر بوده و تا بام برفی در زیر قله کشیده شده است. یخچال یخار بلندترین یخچال و دهلیزهای آن، با قرار گرفتن در ارتفاع تقریبی 5000 متری از سطح دریا مرتفع ترین دهلیزهای یخی ایران محسوب می شوند. این یخچال داری سه دهلیز اصلی بوده و نیز زبانه های متعددی را در خود جای داده است. این دهلیز ها به نامهای دهلیز اصلی(شمالی-جنوبی)،دهلیز شرقی(شرقی-غربی و معروف به دهلیز عباس جعفری) و نیز دهلیز "یخچالهای ایران"(جنوب غربی-شمال شرقی مابین دهلیز اصلی و دهلیز شرقی) بر پیکره شرق دماوند کوه کشیده شده و در پایین دست و در حدود ارتفاع 3700 متری به دره ای واحد تبدیل می شوند.امروزه سطح یخچالی دره یخار از زیر بام برفی تا ارتفاع حدود 3500 متری به پایین کشیده شده است. امروزه این سطوح یخچالی با عبور از دهلیزها، در دوراهی ها به هم میرسند و از تنها خروجی دره به شکل مورِن و سپس رود خارج شده و به پایین دستها جاری می شوند.
اما در عکسهایی از سالهای پیش موجود است اوضاع مثل امروز و توصیفاتی که در بالا ذکر شد نیست و همین امر بیانگر تغییر شکلی عمده در یخچال یخار است. در عکسهایی که از دهه 50 موجود است دهلیز اصلی دره یخار بمانند یک دیواره یخی در سمت شمال شرق بام برفی دیده می شود و نیز بام برفی کنونی گویا در آن زمان بیشتر به بام یخی شبیه بوده است و دلیل این امر را نیز می توان در تصویری که در شهریور ماه حدود 60 سال پیش گرفته شده مشاهده نموده و شکافهای یخی را در بام برفی کنونی مشاهده کرد(عکس شماره 1و 2).


در این تصویر مشخص است که ورودی دهلیز دیواره ای عمودی از یخ است و پایین تر از آن یخچال بارزی دیده نمی شود. این در حالی است که اکنون همین یخچال تا پایین دست کشیده شده ولی دیگر اثری از دیواره یخی نیست و البته که بیشتر شبیه برفچال است تا یخچال!!(عکس شماره 3).

این قضیه تنها یک دلیل می تواند داشته باشد و آن نیز گرمایش زمینی است که ما انسانها مزید علت آن بوده ایم. به نحوی که در یخچال یخار نه اثری از یخ و دیواره یخی است و هم اینکه بام یخی سالهای نه چندان دور دماوند کوه به توده ای از برف تبدیل گردیده است. حال با این وضعیت یخچال یخار روشن است که وضعیت سایر یخچالهایمان چگونه باید باشد؟!
یخچالها و برفچالهای کشور از منابع اصلی و مهم آب شیرین ایران هستند. از یک سو ثابت و محدود بودن منابع آب شیرین در چرخه طبیعت و به ویژه ایران که از مناطق نیمه خشک به شمار می آید، و از سویی دیگر افزایش جمعیت و توسعه شهرها که باعث افزایش چندین برابری در مصرف آب شده است بیانگر ضرورت شناخت و حفظ یخچالها به عنوان یکی از اصلی ترین منابع آب شیرین کشور می باشد(1). بی شک یخچالهای ایران نیز بمانند تمام دنیا تحت تاثیر گرمایش زمین و تغییرات آب و هوایی قرار گرفته اند و این سوال به ذهن می رسد که "مگر نه این است که گریزی از این تغییرات جهانشمول وجود ندارد و ایران نیز بمانند دنیا باید تاوان گرمایش زمین را بدهد؟ ". در پاسخ باید گفت که شناخت یخچالهای ایران در وحله اول موجب می شود که از وجود این منابع مهم آبی و نقششان در طبیعت و زندگی خود مطلع گردیم. همچنین شاید آگاهی از اوضاع نچندان خوش یخچالها، ما را بر آن دارد که از تکرار برخی از اعمالمان که موجبات گرمایش زمین و نابودی و آلودگی یخچالهاست صرف نظر کنیم.